برچسب: نویسنده: اشکان محمدی تاريخ: شنبه 14 مهر 1397 ساعت: 0:45
یک مشت جوجهی ادبی، یکمشت غریب و آشنایِ زردی به کون نکشیده، خیال میکنند قد و قوارهی ادبیاتاند. خیال میکنند مرد این راهاند. این فکل کرواتیهای مخنث، هنوز جای سفت نشاشیدهاند.
برچسب: نویسنده: اشکان محمدی تاريخ: شنبه 14 مهر 1397 ساعت: 0:45
این خاک، کیمیاست. آدم، گندم نخورد که به خاک بیاید، به خاک آمد تا گندم را بخورد. خاک، زاییدن است. زن است. و شهوتِ رفتن، مهارناشدنی.
برچسب: نویسنده: اشکان محمدی تاريخ: شنبه 14 مهر 1397 ساعت: 0:45
برچسب: نویسنده: اشکان محمدی تاريخ: شنبه 14 مهر 1397 ساعت: 0:45
وطن میخواهم. میتوانی اگر، خاک باش، کیمیا باش.
برچسب: نویسنده: اشکان محمدی تاريخ: شنبه 14 مهر 1397 ساعت: 0:45
برچسب: نویسنده: اشکان محمدی تاريخ: شنبه 14 مهر 1397 ساعت: 0:45
برچسب: نویسنده: اشکان محمدی تاريخ: شنبه 14 مهر 1397 ساعت: 0:45
برچسب: نویسنده: اشکان محمدی تاريخ: شنبه 14 مهر 1397 ساعت: 0:45
برچسب: نویسنده: اشکان محمدی تاريخ: شنبه 14 مهر 1397 ساعت: 0:45
برچسب: نویسنده: اشکان محمدی تاريخ: شنبه 14 مهر 1397 ساعت: 0:45